شنبه 30 دی 1396 ساعت: 02:29

هنر ایرانی

مقالات تخصصی

موسیقی محلی ایران
مقالات تئاتر

چهارشنب 92/11/16 | ساعت: 10:59 | کد خبر: 2220 | بازدید: 45757 | ©
پست الکترونیک
چاپ

پویا نبی : مهرشاد کارخانی را باید یکی از فیلمسازان کاملا مستقل سینمای ایران دانست که با اتکا به نیروی جوان و تازه نفس فیلمهای خود را جلوی دوربین می برد . خیلی ها پس از اکران دو فیلم ˝ریسمان باز˝ و ˝کوچه ملی گدر جشنواره فیلم فجر به این نتیجه رسیدند که کارخانی یکی از اتفاقات نسل جدید فیلمسازان جوان کشور است که با ادی دینی آشکار به برخی از بزرگان سینمای این سرزمین ،همچون فریدون گله ، امیر نادری و مسعود کیمیایی به راه خود ادامه می دهد . کارخانی پس از دو سال غیبت در عرصه فیلمسازی دوباره به جشنواره فیلم فجر آمده تا روایتگر انسان های تنها و بی پناهی باشد که فرجام مطلوبی در انتظار آنها نیست.

به گزارش هنر ایرانی ما به نقل از هنر آنلاین، یکی از اهداف تاسیس این جشنواره بین المللی ارتقای سطح کیفی سینمای ایران و تشویق فیلمسازان به ساخت آثار استاندارد و مطلوب بود. آقای به نظر شما جشنواره فیلم فجر توانسته پس از سی و دو سال به اهداف و چشم اندازهای اولیه خود دست پیدا کند؟

اینکه جشنواره فیلم فجر بعد از سی و دو سال نتوانست به آن اهداف اولیه خود برسد دلایل مختلفی دارد ، یکی از اصلی ترین آنها بحث ممیزی است متاسفانه این نگاه ممیزی که در حوزه فرهنگ در سال های مختلف با آن دست به گریبان بودیم در جشنواره فیلم فجر نیز تاثیر گذاشته است.در سال های ابتدای تاسیس این جشنواره تا نیمه دهه هفتاد به دلیل اینکه جشنواره بین المللی فیلم فجر می خواست خودش را در منطقه به رخ بکشد توانست تعدادی از فیلم ها و فیلمسازان مستقل را در سرتا سر جهان جذب خود کند .اما این رویکرد نیز با سیاست های غلط به نابودی کشیده شد و تغییرات مکرر مدیریتی در این جشنواره سبب شد این بخش هم در جشنواره نا دیده گرفته شود . به نظر من این روزها جشنواره فیلم فجر بیش از اینکه یک رویداد بین المللی باشد یک جشنواره محلی است. به طور شفاف تر سیاست های جشنواره در یک دهه اخیر به سمت این رفت که به جای استقبال از گرایش های مختلف فیلمسازی به استقبال فیلم های تولید شده توسط نهادهای دولتی رفتند.

اگر چنین است ، چرا فیلمسازان مستقلی مثل شما که هیچ گونه وابستگی به وام های دولتی ندارند تلاش می کنند که فیلم هایشان را در جشنواره فجر به نمایش بگذارند؟

بحث سینمای مستقل در کشور ما یک مطلب است و بحث رویکرد جشنواره یک مطلب دیگر . اینکه می گویم جشنواره فیلم فجر یک رویداد محلی است به خاطر این مسئله است که به نگاه دولتی پسند خود در طول این سال ها پایان نداده و فقط با عوض شدن مدیریت ها اندکی سیاست ها تغییر می کند. ولی از نظر من فرق چندانی بین دبیری آقای بهشتی با آقای رضاداد نیست.

برسیم به خود فیلم. چرا"دربست آزادی"؟ آیا این یک اسم نمادین است و یا واقعا اتفاق هایی در خیابان ازادی در این فیلم می افتد؟

من جزو فیلمنامه نویسانی هستم جرقه اولیه نگارش فیلم هایم از اسم آنها می آید و بعد طرح ها و موضوع فیلم هایم را می نویسم . البته این را هم بگویم در این فیلم بخش های از داستان واقعا در خیابان آزادی اتفاق می افتد . در نهایت باید بگویم این نام در فیلم جدیدم هم کاربرد سمبلیک دارد و هم رئالیستی و باید اجازه دهیم بیننده برداشت خودش را از این نام داشته باشد.

طرح این فیلمنامه مربوط به چه سالی است آیا قبل از "اکباتان" آن را نوشتید؟

بله طرح این فیلم مربوط به سه چهار سال پیش است . معضل بی کاری جوان ها و بی پولی آنها در شرایط اقتصادی این سال ها یکی از دغدغه های جدی من است و متاسفانه جزو مواردی هم هست که من را به شدت آزار می دهد . اگر با دقت به چهار فیلم قبلی من نگاه کنید می بینید این مسئله اقتصادی و توجه به مشکلات جوانان تقریبا در تمام آنها وجود دارد.

یک خلاصه داستان ورای آن چیزی که در مطبوعات ارئه شده در مورد فیلم جدیدتان ارائه دهید .

"دربست آزادی" داستان آدم های تنهایی است که زورشان به زندگی نمی رسد . یک روز صبح دو جوان که در یک سینما خرابه با شکوه زندگی می کنند تصمیم می گیرند بروند و یک طلب ناچیز و قدیمی را وصول کنند و در نهایت هم نمی توانند این طلب را بگیرند!

در دو فیلم نخست خود " گناه من " و "ریسمان باز" از بازیگران شناخته شده ای مثل بابک حمیدیان ، پژمان بازغی ، حمید گودرزی و نیوشا ضیغمی استفاده کردید اما در این چند فیلم اخیر به سمت استفاده از چهره های تازه در سینما رفتید که تجربه کمتری را در این عرصه داشتند.با توجه به اینکه سینمای ایران این سال ها دوران بازیگر سالاری را طی می کند و یکی از عوامل اکران بازیگرهای یک فیلم هستند ، چرا تصمیم به انتخاب این روش گرفتید؟

من قبل از اینکه وارد حرفه فیلمسازی بشوم چندین سال تجربه عکاسی سینما را داشتم ، در همان ایام بود که متوجه شدم اغلب بازیگران سینمای ایران موجودات سختی هستند و کار کردن با آنها کمی مشکل است. به نوعی آنها خواسته هایی دارند که برای سینمای ایران نیست . به نظر من تعداد زیادی از بازیگران نسل جدید عاشق سینما نیستند و بازیگری را برای سینما انجام نمی دهند ، شاید به خاطر مسائل مالی ، اتومبیل گران و خانه ویلایی است که وارد این حرفه شدند و اگر اینها را از این افراد بگیرید چیز دیگری برای ارائه ندارند . وقتی مصاحبه های برخی از این دوستان را می خوانید می بینید که انگار به درکی از سینما رسیده و خیلی به مسائل مالی در فیلم های مستقل توجه نمی کنند . حتی بودند بازیگرانی که قدم های اولشان را در فیلم های من برداشتند اما بعد از اینکه به شهرت کوچکی رسیدند و چند فیلم دیگر کار کردند حتی جواب تلفن من را هم نمی دادند و ناچارم که بگویم خیلی از بازیگران نسل جدید سینمای ایران بی دانش هستند.

این دو جوان ( امید علومی وحسام شجاعی) را چگونه پیدا کردید؟

دو جوان اصلی فیلم را از بین 150 نفر انتخاب کردم و از نقش آفرینی هر دو بسیار راضی هستم.

در این فیلم بر خلاف چهار فیلم اولتان با یک تیم پشت دوربین پا به سن گذاشته و پیشکسوت همکاری کردید ، چگونه تصمیم گرفتید در فیلمی به این دشواری با چنین گروهی همکاری کنید؟

آقای اسحاق خانزادی از صدابرداران و صداگذاران قدیمی سینمای ایران است و روحیه جوانی دارد و با انرژی و عشق کار می کند. تا به حال فرصت همکاری با ایشان را نداشتم ، بسیار خوشحالم که فرصت همکاری با ایشان برایم پدید آمد . با جناب آقای داریوش عیاری هم قبلا همکاری نداشتم . برادر ایشان آقای کیانوش عیاری را بیشتر می شناختم ولی کارهای سابق آقای داریوش عیاری را دنبال کرده بودم و نوع نگاهشان به مقوله فیلمبرداری و تصویر برایم قابل تحسین است . ایشان جزو دانش آموخته ها سینمای آزاد شهر اهواز هستند و من شمایل یک سینماگر واقعی را در آثارشان دیده بودم و علاقمند بودم که با ایشان همکاری کنم که خوشبختانه قبول کردند و با انرژی بسیار و صبوری فراوان در این فیلم حضور پیدا کردند . در نهایت می توانم بگویم فیلمبرداری "دربست آزادی" یکی از بهترین فیلمبرداری های آثارم است.

با مروری کوتاه به کارنامه شما متوجه می شویم که علاقه غریبی به سینمای خیابانی دارید که شاید منبع الهام شما هم فیلم های بزرگانی مثل فریدون گله ، امیر نادری و مسعود کیمیایی است .

به هر حال این تاثیر پذیری که غیر قابل انکار است و باید بگویم من از این فیلمسازان سینما را آموختم . این مدل از فیلمسازی بسیار دشوار است و باید حتما به آن طرز تفکر و جریان فکری اعتقاد داشته باشی که بتوانی این راه را ادامه دهی . من هم در این راه سختی های فراوانی را تحمل کردم و طعم بی پولی و شرایط بد را چشیدم اما چون به آن نوع سینما وفادار هستم . این راه را ادامه می دهم و تلاش می کنم تا آنجایی که امکان دارد این تاثیر پذیری با فرم های تازه تری در فیلم هایم نمود داشته باشد.

یکی از امتیازهای آثار شما تیتراژ فیلم هایتان است ، آیا این تیتراژ با شکوه در فیلم "دربست آزادی" هم وجود دارد؟

تیتراژ فیلم از نظرم اولین تصویری است که با دیدن آن با هر سواد و دانشی متوجه می شوید با چه نوع فیلمی رو به رو هستید . اهمیت تیتراژ در همان دو سه دقیقه ابتدایی فیلم گاهی از موضوع اصلی فیلم مهم تر می شود. معمولا تیتراژهای تاثیر گذار همیشه در ذهن تماشاچی می مانند همانطور که گفتم مثل نام فیلم، تیتراژ هم برایم اهمیت زیادی دارد. در فیلم "دربست آزادی" هم به قدری اهمیت دارد که اگر تغییر کند به پیکره اصلی فیلم صدمه وارد می شود.

معمولا در فیلم هایتان قهرمان های داستان سرنوشت نا فرجامی دارند و به مقصود خود نمی رسند ، این روحیه نا امید در فیلم جدیدتان هم تسری پیدا کرده؟

من علاقه ای به امید دروغین ندارم . اگر بخواهم امید دروغین بدهم دیگر فیلم نمی سازم . شما به من بگویید کجای این شهر امید وجود دارد؟کجا شادی آفرین است من بروم آنجا فیلم بسازم . به همین خاطر است موضوعاتی که انتخاب می کنم نا خواسته با جریان تلخ جاری در شهر گره می خورد.
 



----------------
تمامی حقوق برای هنر ایرانی محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است

اضافه کردن نظر

تنها نظراتی که با حروف فارسی نوشته می شوند قابلیت انتشار خواهند داشت.


کد امنیتی
تازه سازی

هنر ایرانی، مقالات تخصصی

 تمامی حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به "خانه ی هنر و ادبیات پارسا" است
استفاده از مطالب (انتشار عمومی) پایگاه با ذکر منبع بلامانع است

طراحی شده توسط گروه تکاپو

Favicon1