دوشنبه 02 بهمن 1396 ساعت: 23:37

هنر ایرانی

مقالات تخصصی

موسیقی محلی ایران
مقالات تئاتر

دوشنبه 88/01/03 | ساعت: 05:00 | کد خبر: 111 | بازدید: 456628 | © آیدن تجدد
پست الکترونیک
چاپ

 

فیلمهای علمی-تخیلی را فقط طرفداران علمی-تخیلی نیستند که می‌بینند. زیرا اساساً فیلم‌هایی که در ژانر علمی-تخیلی جای می‌گیرند مملو از جلوه‌های ویژه و بعضاً عنصر هراس هستند و این دو کیفیت باعث جذابیت آنها می شود.

S F

فیلم علمی- تخیلی، ژانر و سبکی در سینماست که بر مبنای تفکر و اندیشه، با پایه و اساس تخیلی استوار بر اصول علمی بنا شده، و به مباحثی از جمله زندگی و حیات فرا زمینی و موجودات فضایی و جهان آنان، مسافرت در زمان، با بهره گیری از عناصر تکنولوژیکی، مثل سفینه های فضایی، روباتها و سایر تکنولوژیها می پردازد. در این ژانر گاهی موضوع صرفاً علمی است و گاهی علم چاشنی است برای شاخص نمودن اثر.

اثری علمی- تخیلی است که در صورت حذف علم از آن، ساختار آن از هم بپاشد. حتی گاه علم امروز پاسخی برای پرسشهای چرا و چگونه آن نداشته باشد.

در اثر علمی-تخیلی، نویسنده فکر خود را رها می‌کند تا به آینده برود و آنچه را در اثر پیشرفت علمی امکان‌پذیر شده‌است را به تصویر بکشد. در اثر علمی- تخیلی نویسنده گاهی تمایلات و آرزوهای انسان‌ها و گاهی بیم‌ها و ترس‌های آنها را بیان می‌کند.

فیلمهای علمی – تخیلی بیشتر برای بیان دغدغه هایی اجتماعی و سیاسی و فلسفی که امکان اشاره مستقیم همواره وجود ندارد مورد استفاده قرار می گیرد.

فیلمهای علمی-تخیلی را فقط طرفداران علمی-تخیلی نیستند که می‌بینند. زیرا اساساً فیلم‌هایی که در ژانر علمی-تخیلی جای می‌گیرند مملو از جلوه‌های ویژه و بعضاً عنصر هراس هستند و این دو کیفیت باعث جذابیت آنها می شود.

فیلم  امروزه شاید پرطرفدارترین رسانه در زمینهٔ علمی-تخیلی باشد. ابداع این ژانر به اولین روزهای اختراع سینما، یعنی زمانی که ژرژ ملیس با فیلم سفر به کره ماه(1902) بینندگان خود رابا جلوه های ویژه عکاسی خود حیرت زده کرد بر می گردد. ازدهه 1930 تا 1950، این ژانر در فیلمهای با بودجه کم(B –Movies) استفاده می شد تا اینکه در سال 1968، استنلی کوبریک با فیلم 2001- ادیسه فضایی باعث شد تا بر روی این ژانر حساب دیگری باز شود و بیشتر جدی گرفته شود.

در سالهای آخر دهه 1970، فیلمهای علمی – تخیلی با بودجه بالا، که پراز جلوه های ویژه تصویری بود، ساخته شد وطرفداران زیادی پیدا کرد. سه گانه های پر طرفدار جنگهای ستاره ای جورج لوکاس و برخورد نزدیک از نوع سوم استیون اسپیلبرگ، راه را برای فیلمهای پرفروش دهه های بعد از جمله ائی تی(1982) و مردان سیاهپوش(1997) هموار نمودند.

 

تعریف:

تعریف اینکه چه فیلمی علمی- تخیلی است بسیار مشکل است. با این حال به تعریف زیر بسنده می شود:

فیلم علمی- تخیلی فیلمی است که با  تاکید برعلوم واقعی، قابل استنتاج و منطقی، از یک طرف وماورائی و جادویی و علوم حدسی(تفکر آمیز)، بامطرح شدن در بافت اجتماعی وپرداختن به آن سعی درنشان دادن کشمکش های انسان و تطبیق اوبا ناشناخته ها  دارد. در این کوشش برای هم زیستی انسان و ناشناخته ها، فضایی مرموز و ماوراءالطبیعی و مذهبی  حفظ شده و ارائه میگردد.

این تعریف، فرض می کند که رابطه ممتدی بین دنیای واقعی ( طبیعت تجربی) و فوق واقعی (ماوراءالطبیعه)وجود دارد. در فیلمهای علمی- تخیلی در یک سو تجربی گرایی و در  سوی دیگر تم فانتزی و وحشت برای جنبه ماوراءالطبیعه قرار می گیرد.

به هر حال مثال های زیادی از این قبیل فیلمها وجود دارد که نمونه کامل آن در فیلمهای بیگانه(Alien) و فرانکشتین قابل مشاهده است. فیلمهای جنگ های ستاره ای المانهای معمول فیلمهای علمی- تخیلی را ( مثل سفینه های فضایی و رباتهای آدم نما و...) را با "قدرت"، قدرتی جادویی و مرموز ترکیب کرده اند. به نظر می رسد این فیلمها بیشتردر ژانر فانتزی جای گیرند تا علمی تخیلی. به همین دلیل منتقدین بعضی اوقات از عبارات "علمی- تخیلی- ترسناک" و یا " فانتزی- علمی" استفاده می کنند و که به ترکیبی بودن ژانر اشاره دارد.

شیوه مشخصه تصویری فیلمهای علمی- تخیلی ، برخورد تصاویربیگانه و مرموز  با تصاویر آشنای همیشگی و واقعی است.

 

فضا(موضوع، شکل و صنایع بدیعی، و المانهای تصویری)

فیلم علمی- تخیلی گاهی بر گرفته از طبیعت، و گاهی شامل المانهایی برگرفته از علم و تکنولوژی می باشد. هرچند همیشه فیلم علمی تخیلی، علمی محض نیست بلکه بصورت علمی تقلبی، برگرفته از فضایی شبه علمی- تخیلی ، وام دار از قراردادها و تئوریهای علمی می باشد. البته تعریف آن بسته به نقطه دید و سواد تماشاگر نیز متغیراست. چه بسا از دید یک تماشاگر یک فیلم علمی- تخیلی ، و از دید دیگری همان فیلم فانتزی بنماید.

دربرخی از فیلمهای علمی- تخیلی نمادها و المانهایی از عرفان، رمزوراز، جادو و یا ماوراءالطبیعه وجود دارند که ممکن است از دید فردی دیگر این المانها، المانهایی فانتزی و مذهبی در نظر گرفته شود. این نوع برداشت باعث می شود که ژانر فیلم به علمی فانتزی با تم مذهبی یا شبه مذهبی تبدیل شود. جنگ ستارگان با مطرح کردن"نیرو" و یا  سیاره ممنوع  با استفاده از "دیدگاه فرویدی" از این قبیل می باشند.

در برخی از فیلمها هم خط مرز بین ژانر فیلمها در هم آمیخته است. مثل فیلمهایی که بازیگر با دارا شدن نیرویی ماورائی در نقش قهرمان ظاهر می شود. در چنین فیلمهایی یک نوع دلیل باور کردنی برای بدست آوردن قدرت توسط قهرمان ارائه می شود. این نوع فیلمها بیشتر به ژانر فانتزی مدیون هستند تا ژانر علمی تخیلی.

البته همه تم های علمی- تخیلی برای ساخت فیلم مناسب نیستند. از طرفی هم اگر از برخی فیلمها المانهای ظاهری علمی- تخیلی را حذف کنیم،  فیلم به وسترن و یا فیلمهای جنگ جهانی دوم شبیه می شود.

درونمایه مشترک شامل لشکر کشی به سیارات دیگر، وقتی اتوپیا(مدینه فاضله) به دیستوپیا( حکومت تمامیت خواه و دیکتاتوری) تبدیل می شود می باشد.

 

صنایع بدیع در داستان های ژانر علمی- تخیلی:

تئوریسین فیلم، ویوین سابچک، دلیل می آورد که بین دنیای فانتزی و علمی-تخیلی، تفاوتی است که در دومی، سعی می شود فضا  با اعتقادات و باورهایمان منطبق باشد حال آنکه در اولی ما را در دنیایی خیالی سر در گم و معلق نگه می دارد.

با وجود طبیعت بیگانه و المانهایی علمی- تخیلی در چیدمان صحنه در اینگونه فیلمها، تصویر سازی این فیلمها بر گرفته از دنیای انسانی و مرتبط با جامعه وتمدن آن است. جائیکه فیلمهای علمی- تخیلی سعی می کند به جای اینکه تصاویری آبستره و بیگانه ارائه نماید، در مرزهای تجربه های انسانی ودر چارچوب درک و فهم مخاطب خود و جنبه های کساالت آور آن، سیر کند.

فیلمهای در ژانر جنگی و یا وسترن خود را در بازه ای از زمان محدود می کنند. ولی ژانر علمی- تخیلی در محدوده زمان نمی گنجد. اما چند المان تصویری مشترک در این ژانر همواره مطرح است. این المانها شامل سفینه ها و ایستگاههای فضایی، جهانها و مخلوقات بیگانه، روباتها، و ابزار آلات متعلق به آینده میباشند. به تغییرات در اندازه و فرم  و رفتار انسان به واسطه دلایلی ماورائی نیز می توان به عنوان فضای اینگونه فیلمها اشاره کرد.

تخطی از برخی اصول والمانهای علمی: البته علیرغم اینکه پایه و اساس این نوع فیلمها، علوم تجربی است، با اینحال برخی استودیو ها از آزادیهایی برای ساخت فیلمهای خود استفاده می کنند. از جمله شنیده شدن صدا در خلاء، یا تغییر مسیرهای ناگهانی سفینه های فضایی در خلا از این قبیل می باشند.

فیلمسازان فرض را بر این می گیرند که مخاطبانشان از خصوصیات سفر های فضایی مطلع نیستند و به مانور سفینه های فضایی و صدای انفجار توجه دارند تا به علمی بودن آن.

برخی اوقات در سرعت انجام اتفاقات طبیعی نیز دستکاری می شود. مثلا انفجار یک سیاره که ممکن است در ساعاتی به طول انجامد، در چند ثانیه به تصویر در می آید تا از لحاظ هنری و تصویری جذابیت داشته باشد.

 

شخصیت کاراکتر های ژانر علمی تخیلی:

در فیلمهای علمی تخیلی، رل دانشمندان با توجه به درک مردم از علم و تکنولوژی مدرن در داستان  متغیر است. به  دکتر فرانکشتین که دانشمندی دیوانه که در جامعه و شاید نسل خود هراس آفرید و یا دکتر استرینجلاو که آیکون و مشخصه ای برای این ژانر گردید می تون اشاره نمود.

در برخی دیگر از فیلمهای علمی- تخیلی مثل فیلمهای هیولایی، دانشمندان در نقش قهرمان و تنها کسی که با استفاده ازعلم خود و تکنولوژی زمان می توانند بشریت را نجات دهند ظاهر می شوند.

دانشمندانی سرکش ولی با استعداد که با بدگمانی خود به لیاقت دولت برای مقابله با مصیبتی بزرگ یک تنه وارد گود می شوند هم از شخصیت های این ژانر به حساب می آید که از 1960 به اینطرف مورد استفاده قرار گرفت.

مخلوقات بیگانه هم به نوع کاراکتر در این ژانر به حساب می آیند. اکثر مخلوقات به تصویر کشیده شده در فیلمهای علمی- تخیلی طبیعت انسان گونه ای دارند با احساسات و انگیزه های انسانی. اکثراً از نوع انسان هستند با ظاهری مثل جنگجویان بربر، دانشمندانی خردمند، یا کاهن و کشیش. از لحاظ فیزیکی مثل انسان هستند وهمانند انسان تکلم می کنند ولی با کمی لهجه. فیلمهایی که سعی در نمایش موجودات فضایی در هیبتی غیر از هیبت انسان کرده اند انگشت شمار است و می توان از سولاریس و تماس(contact) نام برد.

داستان در ژانرعلمی تخیلی:

موضوعات داستانی در این ژانر به شرح زیر معرفی می گردد:

حیات مخلوقات بیگانه: تصور زندگی ، بخصوص زندگی مخلوقات هوشمند با داشتن مبداء فرا زمینی از اصلی ترین داستانهای فیلمهای علمی- تخیلی است. مخلوقاتی که برای بررسی و تحقیق این سیاره به کره زمین می آیند و گاهی کمک هم می کنند، مثل E.T. و برخورد نزدیک از نوع سوم، ویا مخلوقاتی که برای غارت و چپاول پای بر این کره خاکی می گذارند، مثل فیلمهای مخلوقات بیگانه و جنگ جهانها.

داستان واقعه ومصیبت: برخی از این نوع داستانها، شرحی رزمی حماسی از مصیبتی غریب الوقوع است. داستانهایی از قبیل :

1-   هجوم مخلوقات بیگانه: جنگ جهان ها

2-   مصیبت های محیط زیستی مثل زلزله و سیل و برخورد شهاب سنگ : روز بعد از فردا- دنیای آبی- آرماگدون

3-  سلطه تکنولوژی بر انسان:  میتریکس- ترمینیتور- من، روبات

4-   جنگ هسته ای: سیاره میمونها- روز بعد- مکس دیوانه- ترمینیتور

5-   بیماریهای واگیر: 12 میمون- 28روز بعد- بچه های بشریت

در این رده قرار می گیرند.

سفر در زمان:موضوع سفر در زمان، به عنوان موضوع اصلی یا فرعی در داستانهای این ژانر مورد استفاده قرار گرفته است. فیلمهای Terminator ازفیلمهایی است که از امکان این سفر برای برگشت به گذشته استفاده می کند. سفر در زمان معمولاً به ماشین آلات و ابزار تکنولوژیکی فوق پشرفته ای نیاز دارد که در داستان ماشین زمان H.G.Wells و یا فیلمهای سه گانه  پر فروش برگشت به آینده از آن استفاده شده است. برخی از این داستانها بر فرضیه اینکه اگر سفینه ای با سرعت بیش از نور حرکت کند، می تواند در زمان سفر کند استوار است.

برخی دیگراز داستانهای مرتبط با زمان، به زندگی موجودات متعلق به گذشته در زمان حال می پردازد که ژوراسیک پارک و مرد یخی از این قبیل هستند.

در فیلم Freejack  استفاده از سفر به آینده برای بدست آوردن اعضای بدن قربانیان چند ثانیه قبل از مرگ مطرح می شود. این موضوع در فیلمی به نام میلنیوم در سال 1989نیز استفاده شده است. La Jetee  فیلمی از کارگردان موج نوی فرانسه کریس مارکر است که در مورد توانایی انسان برای دیدن آینده خود بحث میکند. مطلبی که در فیلم گزارش اقلیت نیز به نوعی مطرح است.

ذهن و هویت هم از موضوعات داستانی فیلمهای علمی- تخیلی است. فیلمهایی از جمله Blade Runner و Robocop از جمله فیلمهایی هستند که به موضوع اینکه چه چیز باعث می شود ما انسان باشیم می پردازد. جایگذاری مغز یک انسان در روبات همان کاری است که درموضوع فرانکشتین در سالهای اولیه سینما به آن پرداخته شده بود.

فیلمهایی مثل Total Recall موضوع برنامه ریزی مجدد مغز انسان را مطرح نمود. شستشوی مغزی هم دستمایه فیلمهایی مثل کاندیدای منچوری و پرتقال کوکی می باشد.

روباتها ی خوب و بد هم در روند داستانها نقش بازی می کنند. ترمینیتور، جنگهای ستاره ای و سفر های ستاره ای (پیشتازان فضا) نمونه ای ز این نوع فیلمها هستند.

ژانر علمی- تخیلی به عنوان تفسیری از عملکرد حال و آینده اجتماع: ژانر فیلمهای علمی- تخیلی مدت زیادی به عنوان یک ماشین بی خطر که مسائل جنجال آمیز و اندیشمندانه اجتماعی رابررسی و به تفسیرمسائل پیشبینی نشده آینده می پردازد، انجام وظیفه می کند. معرفی ناهنجاریهای اجتماعی وقتی که در قالب مسائلی درزمان آینده یا در یک سیاره دیگرمطرح شود، کمتر بیننده را آشفته و مضطرب می کند.  چون بیننده مشرف به واقعه قرار میگیرد، باعث می شود تا  مفاهیم تعدیل شده برای بیننده قابل هضم باشد.

مسایل جدال آمیز خطوط داستانی در این ژانر بر مبنای دیدگاه مدینه فاضله و یا دیستوپیا یا ساختار حکومتی توتالیتر و تمامیت خواه استوار است. اینکه اجتماع در آینده بهتر و یا بدتر خواهد شد مورد بحث قرار می گیرد. در اکثر فیلمهای علمی تخیلی، آینده جامعه به سمت ساختار حکومتی تمامیت خواه سیر می کند( مثل Blade Runner) به جای اینکه به سمت مدینه فاضله میل کند( مثل Star Wars ).

انتخاب اینگونه داستانها برای فیلمهای علمی-تخیلی به دوره زمانی و فعل و انفعالات سیاسی- اجتماعی زمان ساخت فیلم بسیار مرتبط است. فیلمهای اولیه این ژانر بیشتر به حراس از ماشینی شدن صنایع و بیکار شدن کارگران به واسطه پیشرفت تکنولوژی بحث می کردند(متروپولیس). بعد اینگونه فیلمها داستانشان را به مسائل محیط زیستی ناشی از صنایع و پیشرفت تکنولوژیکی و اثر آن بر جامعه بشریت معطوف کردند.

فیلمهای هیولایی دهه 50 مثل گودزیلا(1954) به ترس و دغدغه جنگهای هسته ای می پرداخت. کنترل جمعیت، مسائل جامعه شناسی و افزایش جرم و خشونت در جامعه، حریم خصوصی و آزادی های شخصی و به خطر افتادن آن در جامعه در فیلمهایی مثل گزارش اقلیت مورد بحث قرار می گیرد.

در سالهای اخیر، سر تیتر خبرها از جمله مبارزه با تروریسم بین الملل، جنگ عراق ، آنفولانزای مرغی و قوانین ضد مهاجرت آمریکا جای خود را در این ژانر باز کردند. فیلم V for Vendetta ( الف برای انتقام(2006))و کودکان بشریت(2006)از این جمله اند که به موضوعات بیگانه ترسی و تبلیغ و درک ناهنجاریهای اجتماعی می پردازند.

پیوند فیلم های علمی- تخیلی و نوآر Future Noir: استاد دانشگاه لنکستر، جمال الدین بن عزیز، می گوید که فیلمهای علمی-تخیلی رشد کرده اند و با فیلمهای ترسناک گوتیک و نوآر در هم آمیخته اند. وقتی در فیلمهای علمی- تخیلی از المانهای فیلم نوآر استفاده می شود، به آن Future Noir گفته می شود.برخوردی کنایه آمیز ، بدبینانه، غمناک و نوستالژیک با مسائل در فضایی تاریک و غمناک در فیلمهای این ژانر، فیلم را در این رده قرار می دهد. فیلم گزارش اقلیت( Minority Report) ،  دوازده میمون و کودکان بشریت از این قبیل هستند.

 

نمونه ای از فیلمهای علمی – تخیل:

Minority Report:

گزارش اقلیت:فیلم گزارش اقلیت یک فیلم علمی تخیلی است که در سال 2002توسط استیون اسپیلبرگ، بر اساس داستانی از فیلیپ ک دیک- که در سال 1956 منتشر شده بود- اقتباس و کارگردانی گردید.

تام کروز دراین فیلم در نقش رئیس نیروی پلیس قبل از جنایت ایفای نقش می کند.

شرح داستان: داستان این فیلم به سال 2054 در واشنگتن دی سی اتفاق می افتد. جایی که مجرمان به واسطه عمل مجرمانه خود و قبل از ارتکاب به آن دستگیر می شوند.این کار بر اساس سه احضار کننده روح یا مدیوم که پری کاگ نامیده می شوند به اسامی آگاتا- دشیل و آرتور انجام می پذیرد. گروه پلیسی که توسط پیشگویی این پریکاگ ها با استفاده از تکنولوژی فوق پیشرفته خود مجرمان را دستگیر می کنند، پلیس قبل از جنایت نامیده می شوند. با کمک این گروه پلیس شش سالی است که هیچ جنایتی صورت نگرفته است.

یکروز اندرتون(کروز)متوجه تصویر قتل یک زن که توسط یکی از پریکاگ ها مجسم شده بود می شود و تصمیم می گیرد تا مبداء و صحت آنرا دریابد.او در میابد که تصاویر دو پریکاگ غیر از آگاتا ضبط شده و تصاویر آگاتا در بایگانی موجود نیست. پس از بررسی های دیگر او متوجه می شود که چندین تصویر دیگر آگاتا مربوط به پرونده های دیگر هم موجود نیست و او این مسئله را با رئیس خود دربرگس( ماکس فون سیدو) در میان می گذارد.

فردای آنروز اندرتون متوجه یک قتل که 36 ساعت دیگر رخ خواهد داد می شود . این عجیب است چرا که اصولا این نوع قتل ها با شرایط و وضعیت زمان شکل می گیرند و پیشگویی بدین صورت بسیار دور از ذهن است. نام مقتول لئو کروء است ومعلوم می شود که نام قاتل، خود اندرتون است. ار آنجائیکه او قاتل را نمی شناسد، متوجه می شود که دسیسه ای در کار است و بهمین دلیل فرار را بر قرار ترجیح می دهد. او پیش یکی از بنیان گذاران سیستم پیشگویی جنایت به نام آیریس هاینمن می رود. او به اندرتون می گوید که بدلیل اینکه بر روی پریکاگ ها آزمایشاتی صورت گرفته، به آنها صدمه خورده و به همین دلیل آنان نمی توانند بر روی تصویر مشترکی توافق کنند. به همین دلیل وقتی آنان نتوانند تصویر مشترکی از آینده ارائه دهند، تصویر مخالف حذف شده و در نظر گرفته نمی شود. امید اندرتون بدست آوردن تصویر آگاتا- که پیشگوییهایش همیشه درست است- است تا توسط آن بیگناهی خود را ثابت کند.

در آن جامعه همه توسط اسکن قرنیه شناسایی می شوند و به همین دلیل جابجایی برای اندرتون مشکل است. به همین دلیل او با مراجعه به یک دکتر مرموز، دست به پیوند چشم می زند تا چشمانش را عوض کند تا شناسایی نشود. در هنگام خواب برای بهبودی چشمش، او در خواب ماجرای پسر خود را می بیند که در استخر شنا ربوده شده است. او برای با خود بردن آگاتا به موسسه بر می گردد و او را با خود می برد تا تصاویر قتل را به کمک یک هکر بازیابی کند. در هنگامی که آگاتا مشغول باریابی قتل خنم لایولی بود گروه پلیس به محل می رسند و آنها مجبور به فرار می شوند.در این فرار و گریز، اندرتون ناگهان خود را در در آپارتمان لئو کروء میابد وعکس کودکانی ازجمله پسر خود را در آن آپارتمان پیدا می کند. او ناگهان در میابد که گزارش اقلیتی وجود ندارد و این فرد مسئول ربوده شدن پسرش می باشد. او با کروء درگیر می شود و آگاتا سعی می کند تا او را از کشتن کروء منصرف کند چرا که او می داند که آینده او در گرو کشتن کروء نیست و چیز دیگری است، خلاف آن که دیگران درنیروی پلیس قبل از جنایت فکر می کنند.پس از کشمکشی کروء اعتراف می کند که اگر او را نکشد، به خانواده اش چیزی نخواهد رسید و تمام این مسائل دسیسه است.

پس از ترک محل توسط اندرتون و آگاتا، پلیس به همراه ویتورWitwer، بازرس، به محل واقعه می رسند و مسائل شک ویتور را بر می انگیزد.ویتور شک خود را در این مورد و در مورد پرونده لایولی با برگس در میان می گذارد و برگس اورا می کشد و از آنجائیکه آگاتا با اندرتون است، پلیس موفق به پیشگیری از قتل نمی شود.

اندرتون به خانه زن سابق خود لارا پناه می برد. در آنجا اندرتون متوجه می شود که لایولی، مادر آگاتا است و به دلیل اینکه نمی خواست آگاتا در ساختار سیستم Pre Crime شرکت کند کشته می شود. پلیس پس از هجوم به خانه لارا، اندرتون و آگاتا را دستگیر می کند.

برگس ناخودآگاه نحوه کشته شدن لایولی را بدون اینکه از لارا بشنود مطرح می کند و خود را لو می دهد و لارا با کمک چشم اندرتون، او را از زندان آزاد می کند ودر هنگام سخنرانی برگس، اندرتون تصویر پیشگوئی آگاتا را که نشان می داد برگس آن لایولی را به قتل می رساند را نمایش می دهد.

برگس تفنگی برمیدارد و برای کشتن اندرتون، به تعقیب او می رود و از آنجا که با برگشتن آگاتا، سیستم مجدداً فعال شده، پلیس برای دستگیری برگس سر بزنگاه سر می رسد و برگس خود کشی می کند.

در سکانس آخر، صدای اندرتون بر روی تصویر توضیح می دهد که سازمان پلیس قبل از جنایت منحل شده است.تمام زندانیان از زندان آزاد شده اند و از برخی عضرخواهی شده و برخی برای چند سال  بصورت تحت نظر قرار گرفته اند. پریکاگها به یک مکان مخفی منتقل شدند تا از آزار دیگران در امان باشند و در صلح و آرامش زندگی کنند.اندرتون زندگی دوباره ای را با سارا آغاز کرده است و سارا هم اکنون آبستن می باشد. . .

 

فضا: موضوع و فضای به تصویر کشیده شده در این فیلم به آینده تعلق دارد وهم المانهای آرمانشهر(مدینه فاضله) وهم ضد آن را به تصویر می کشد. فضا در داستان این فیلم تقریباً به نوعی فضایی از آینده را که در فیلم A.I. توسط خود اسپیلبرگ تصویر شده بود را نشان می دهد. با تصویر هایی که رنگ از آنها گرفته شده، فضای فیلم به سمت فیلم نوآر گرویده است.حتی به نوعی دستگیر شدن اندرتون در خانه زن سابق خود، زنان فیلم های نوآر را به یاد می آورد.استفاده از ابزار آلات تکنولوژیک مثل تجهیزات پیشگویی، مانیتورها و تصاویر هولوگراف و وسایل نقلیه سریع و سفینه وار فضایی مربوط به آینده را ایجاد کرده و فیلم را تحت تاثیر قرار داده است.

داستان: داستان این فیلم تاثیر استفاده از تکنولوژی جدید – که همان سیستم Pre Crime است- را بر روی زندگی بشر نشان می دهد و عواقب آن و سوء استفاده از آن را در جدال یکی از دست اندر کاران که خود قربانی این سیستم شده است را نشان داده و تجزیه و تحلیل می کند. او می خواهد مطلبی را که با آن برخورد کرده است را دریابد ولی چون سیستم علاقه ای به فاش شدن آن ندارد، سعی می کند او را نابود کند تا مسئله فاش نشود.

شخصیت:شخصیت داستان این فیلم، موجود هوشمند از سیارات دیگر نیست، بلکه همین انسان امروزی با خصوصیات امروزی است که در کشمکش با ابزار آلات جدید، در شرایطی قرار می گیرد که همچون شخصیت های فیلمهای اکشن، برای نجات خود می بایست خود را از مهلکه ای که در آن قرار گرفته است برهاند. البته او باهوش است و با ذکاوت و به همین دلیل از اسراری سر در می آورد. حال او زیاد می داند و می بایست از سر راه برداشته شود.او ناچار برای اینکه بتواند بی گناهی خود را اثبات کند دست به کار می شود.همچون فیلمهای اکشن، نقش مقابل او هم باهوش و با قدرت است و در جایگاهی برتر نسبت به او قرار گرفته است. ولی با یک اشتباه خود را از لب تیغ می گذراند.

Déjà vu:

دژاوو: فیلم " دژاوو" یک فیلم علمی تخیلی وجنایی است که توسط تونی اسکات کارگردانی شده است و دنزل واشنگتن در آن ایفای نقش می کند.این فیلم توسط جری بروکهایمر تهیه شده و در نوامبر 2006 اکران شده است.

شرح داستان: در نیو اورلئان، پس از گردباد کاترینا، یک کشتی با ملوانان و خانواده های آنان بر روی رود می سی سی پی منفجر می شود و 543نفر تلفات برجای می گذارد. داگ کارلین، مامور پلیس نیواورلئان برای حل این مسئله جنایی به خدمت گرفته می شود.توسط کلانتراو مطلع از یافته شدن جسد زن جوانی می شود که زمان فوتش قبل از انفجار کشتی است. FBI  توسط سروان پریزوارا از او دعوت می کند تا با استفاده ازسیستمی که مثل پنجره ای به گذشته عمل می کند، تصاویر مربوط به چهار روز قبل از انفجار را بررسی کنند تا سرنخی از مجرمان واقعه بیابند. او از طریق این دستگاه به بررسی گذشته زن مقتول به نام کلیر کوچور اقدام می کند و تصمیم می گیرد تا از این طریق به مجرم برسد. در این جریان او مجذوب کلیر شده و سعی می کند با برگشت به گذشته، سرنوشت او را عوض کند و جان او را نجات دهد.

 

بررسی: داستان این فیلم بر مبنای تکنولوژی موجود برای بازیابی تصاویر مربوط به گذشته و سفر در زمان استوار است که علی رغم پلیسی و جنایی بودن این فیلم، در زمره فیلمهای هیبرید علمی- تخیلی- پلیسی- جنایی قرار می گیرد. داستان علی رغم تخیلی بودن، بر مبنای تئوریهای علمی قرار دارد و باور پذیر است.

فضای فیلم، فضایی تکنولوژیکی ولی در زمان حال حاضر است ولی از آنجائیکه هنوز امکان سفر به آینده یا گذشته امکانپذیر نیست، فضایی تخیلی را پدید آورده است.

کاراکتراول این فیلم دانشمند نیست ولی پلیسی باهوش و مطلع است و از امکانات دانشمندان و تجهیزات آنان برای رسیدن به هدف خود بصورت بهینه استفاده می کند و برای اینکه به دیگران ثابت کند که سرنوشت نوشته شده نیست، با سفر به گذشته، سعی می کند تا در سرنوشت تغییرایجاد کند.

منبع:

http://www.wikipedia.com
ترجمه و تدوین: آیدن تجدد




----------------
تمامی حقوق برای هنر ایرانی محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است

اضافه کردن نظر

تنها نظراتی که با حروف فارسی نوشته می شوند قابلیت انتشار خواهند داشت.


کد امنیتی
تازه سازی

هنر ایرانی، مقالات تخصصی

 تمامی حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به "خانه ی هنر و ادبیات پارسا" است
استفاده از مطالب (انتشار عمومی) پایگاه با ذکر منبع بلامانع است

طراحی شده توسط گروه تکاپو

Favicon1