دوشنبه 02 بهمن 1396 ساعت: 23:40

هنر ایرانی

مقالات تخصصی

موسیقی محلی ایران
مقالات تئاتر

یکشنبه 92/03/19 | ساعت: 07:14 | کد خبر: 2078 | بازدید: 45693 | © هنر آنلاین
پست الکترونیک
چاپ

 

 

Hatami

علی حاتمی بی‌شک از معدود سینماگران ایرانی است که با گذشت 16سال از مرگ‌‌اش هنوز می‌توان ردپایش را در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی به وضوح دید.
 


علی حاتمی بی‌شک از معدود سینماگران ایرانی است که با گذشت 16سال از مرگ‌‌اش هنوز می‌توان ردپایش را در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی به وضوح دید، از فیلم‌ها و سریال‌هایی که در شهرک سینمایی‌ غزالی ساخته می‌شود گرفته، که حکم تنها تونل زمان را برای فیلم‌های ما بازی می‌کند، تا بازی‌ها و افتخارآفرینی‌های فرزند هنرمندش لیلا، که هر از چندی با درخشش در سطح بین‌الملل، نام و یاد پدرش را برای همه ایرانیان زنده می‌کند.

بیست‌وسوم مردادماه سال 1323، عباسعلی حاتمی، کارگردان، فیلمنامه‌نویس و فیلمساز برجسته سینمای ایران، در شهر تهران و در مکانی شبیه همان‌ جایی‌که "رضا خوشنویس" در مجموعه تلویزیونی "هزار دستان" زیر سه‌پایه و دا‎غ به عنوان نشانی محل سکونتش به مستنطق شش انگشتی آدرس می‌دهد؛ خیابان شاهپور، خیابان مختاری، کوچه اردیبهشت به دنیا آمد.

مادرش خانه‌دار و پدرش به عنوان صفحه‌آرا در یکی از چاپخانه‌های تهران مشغول بود. او دومین فرزند ذکور خانواده بود. تابستان با تعطیل شدن درس و مشق نزد پدرش در چاپخانه می‌رفت و در حیرت دقت و ظرافت پدر در کار صفحه‌بندی غرق می‌شد که چگونه صفحه‌ها را با کلیشه‌های ستاره و گل و دسته و گل و بوته و بلبل تزیین می‌کرد. خود حاتمی در این‌باره می‌گوید: "از همان‌جا و در محل کار پدرم در فضای آغشته به ذرات سرب در لابلای گارسه و صدای ماشین ملخی با رمز حروف سربی زیر دست پدر کلمه‌ای می‌سازد و گاهی هم این کلمه‌ها را سرهم می‌کند، که می‌شود چند جمله‌ای من‌درآوردی."

به یاد می‌آورد که در جوار همان چاپخانه، کلیسایی بوده که خادمان آن کارشان تبلیغ فرهنگی، یعنی نشر مذهب از روی کتاب مقدس بوده است. در آن کلیسا مجله‌ها و کتاب‌های مصور مرغوب و زیبایی می‌بیند که چشم او را با نقاشی‌های مذهبی کلاسیک و معماری کلیسایی آشنا می‌کند. در همان ایام، یعنی در 18سالگی، ناگهان به بیماری سختی مبتلا می‌شود و او را نزد یکی از بستگان مادرش که پزشکی اصیل، متدین و با نسب و فرهنگی قاجاری است، می‌برند. مدتی نزد آن پزشک می‌ماند، در خانه‌ای که ظاهرا سرمشق آن کاخ گلستان بوده، تا اینکه مرض در تن نحیف او مهار شود. حاتمی می‌گوید: "اقامت در آن خانه و حشر و نشر با طایفه‌ای که در آن ساکن بودند برای او نتایجی دربرداشته که یکی از آن نتایج آشنایی با زندگی و فرهنگ اشرافی و قاجاری بوده است. و او بیش از هر کس جلوه‌های آن زندگی و فرهنگ رو به انقراض را از خواهرکوچک پزشک معالج خود فرامی‌گیرد که مانند خود او بیمار بوده است."

عمویش ابراهیم حاتمی دستی در نواختن تار داشت و در طول سه ماه، زمینه آشنایی برادرزاده خود را با موسیقی و بخصوص نواختن تار فراهم می‌کند و عموی مسن‌ترش که در همسایگی آن‌ها زندگی می‌کرده، به وسیله یک آپارات 8 میلیمتری در خانه به او و برادرش فیلم‌های کارتون و مستند ورزشی را نشان می‌دهد. به موازات آن سینمای کشور (اورانوس سابق)، در محله آن‌ها، او را با جادوی نور و صدا و عکس متحرک بیشتر آشنا می‌سازد و این آشنایی با پیش‌پرده‌خوانی و نمایش‌های تک‌پرده‌ای و شعبده‌بازی و عملیات اکرو باتیک که در همان سینما اجرا می‌شد، همراه است.

شوق نمایشنامه‌نویسی پای او را به تماشاخانه‌های لاله‌زار باز می‌کند که در ساعات روز، قبل از تاریکی هوا، بلیت‌شان ارزانتر بوده است. در آنجا مسحور بازی هنرمندانه جعفر توکل می‌شود و آروز می‌کند روزی برسد که توکل در نمایشی به کارگردانی خود او بازی کند. این ایام مصادف است با رسیدن شبکه برق تهران به محله شاهپور و پیچیدن طنین صدای رادیو در خانه آنها‍ بود. حاتمی می‌گوید: "وقتی نصرت‌الله محتشم، نویسنده و بازیگر حرفه‌ای تئاتر، برنامه‌ای از جمله یک نمایشنامه رادیویی را اجرا می‌کرده حساسیت و نیروی تخیل حاتمی را به شدت برمی‌انگیخته است."

از همان ایام است که حاتمی تصمیم می‌گیرد روی مایه‌هایی از داستان‌های ملی و ایرانی کار کند؛ بنابراین شروع می‌کند به نوشتن و با کاوش و جدیت می‌نویسد. موقعی که در کلاس نهم تحصیل می‌کند برای آموختن اصول اولیه نمایشنامه‌نویسی به هنرستان هنرپیشگی تهران می‌رود؛ اما از بد حادثه چند روز بعد هنرستان هنرپیشگی تعطیل می‌شود. پس از آن اعلانی نظر او را جلب می‌کند که هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک تاسیس شده است. بی‌درنگ در رشته نمایشنامه‌نویسی ثبت‌نام می‌کند و از درس‌های دیگر خود را بی‌نصیب نمی‌گذارد. سختگیری مهدی نامورف رییس هنرستان نسبت به نمایشنامه‌هایی که هنرجویان نوآموز می‌نوشتند تا در سالن هنرستان اجرا شود حاتمی را برآن می‌دارد که در فراگیری فنون و شگردهای نمایشنامه‌نویسی، به ویژه گفتگو پردازی، حساسیت و کوشایی از خود نشان ‌بدهد و این حساسیت و کوشایی از چشم مدرسان و مسئولان پوشیده نمی‌ماند.

موقعی که در دی ماه ۱۳۴۳ه.ش، بر پایه آن هنرستان با حمایت وزارت فرهنگ و هنر، دانشکده هنرهای دراماتیک تاسیس می‌شود، حاتمی جوان در 20سالگی به خدمت نظام وظیفه احضار می‌شود. مهدی نامور از حاتمی می‌خواهد که در امتحان ورودی دانشکده شرکت کند و او در پاسخ می‌گوید: "به سربازی احضار شده اما در مقابل ناباوری او نامور می‌گوید؛ تو دست بجنبان، من کمکت می‌کنم، و به این ترتیب پای حاتمی به دانشکده هنر باز می‌شود.

حاتمی نمایشنامه "دیب" را براساس متل‌ها و افسانه‌های مردم تهران می‌نویسد، با مفردات قصه ایرانی و از سبک و سیاق قصه‌هایی که سجع و قافیه دارند استفاده می‌کند. حاتمی پس از نمایشنامه "دیب"، نمایشنامه "خاتون خورشید باف" را در هفت پرده می‌نویسد که قرار می‌شود در مجله بامشاد چاپ شود؛ اما با خواهش او سردبیر از چاپ آن نمایشنامه منصرف می‌شود.

سپس "چهل گیس" و "خاتون و شهر آفتاب و مهتاب" و "قصه حریر و مرد ماهی‌گیر" را می‌نویسد، که اولی را زهرا خواجه‌نوری و دومی و سومی را عباس جوانمرد و گروهش روی صحنه می‌آورند و از اجرای آنها برنامه تلویزیونی تهیه می‌شود. اجرای این نمایش‌ها حاتمی را بعنوان یک نمایشنامه‌نویس صاحب سبک معرفی می‌کند.

نخستین فیلم‌نامه کاملی که حاتمی می‌نوسید "حماسه عشقی شب جمعه" نام دارد که هنرشناس با قریحه‌ای مانند فریدون رهنما آن را می‌پسندد و هژیر داریوش آن را به صورت یک فیلم کوتاه درمی‌آورد.

سال ۱۳۴۸ه.ش، نقطه عطفی در تاریخ سینمای ایران است. کیمیایی و مهرجویی و تقوایی فیلم‌های "قیصر" و "گاو" و "آرامش در حضور دیگران" را می‌سازند و حاتمی در تدارک ساختن "حسن کچل" است. هدف مشترک این فیلمسازان دوری جستن از بازار فیلم فارسی بود. "حسن کچل" قبل از اینکه به فیلم درآید نمایشنامه آن توسط داود رشیدی با بازی پرویز فنی‌زاده، اسماعیل داورفر، یدالله شیراندامی، عصمت صفوی و مهین شهابی در فروردین ۱۳۴۸ اجرا می‌شود و بدین ترتیب فعالیت‌های حاتمی در سینما به صورت حرفه‌ای آغاز می‌شود.

اولین اثر سینمایی حاتمی در سال۱۳۴۸ با عنوان "حسن کچل" ساخته شد و آخرین فیلمش که ناتمام ماند"جهان پهلوان تختی" بود که بعنوان یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های سینمایی او بعد از مجموعه تلویزیونی "هزار دستان" و به علت مرگ ناشی از بیماری سرطان به اتمام نرسید. (هر چند پس از مرگش نیز دو فیلم مبتنی بر "هزار دستان" با تدوین واروژ کریم‌مسیحی، به نام‌های "کمیته مجازات" و "طهران، روزگار نو" ساخته شد.

علی حاتمی در طول فعالیت‌های هنری خود بیش از 15 فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی می‌سازد که عبارتند از: "حسن كچل"، "طوقی"، "بابا شمل"، "قلند"، "خواستگار"، "ستارخان"، "مجموعه سلطان صاحبقران"، "حاجی واشنگتن"، "كمال‌الملك"، "جعفر خان از فرنگ برگشته"، "هزار دستان"، "مادر" و "دلشدگان".

زنده‌یاد علی حاتمی در سال ۱۳۷۵ هنگام ساخت فیلم "جهان پهلوان تختی" بعلت بیماری سرطان دارفانی را وداع گفت.

جامعه‌شناسى علی حاتمی

على حاتمى با شناختى كه نسبت به ادبیات شفاهى این سرزمین دارد، ادبیاتى كه سینه به سینه توسط مردم این سرزمین منتقل شده و تاریخى كهن تر از ادبیات مكتوب دارد و پیوند آن با ادبیات مكتوب، در ذهن خود یك سازماندهى ویژه ایجاد كرده است كه به تبع آن هر شخصیتى داراى یك موقعیت زبانى است و این موقعیت زبانى از موقعیت او در جامعه نشأت مى‌گیرد، به این شخصیت‌ها توجه كنید: "حسن كچل"، "ستارخان"، "سلطان صاحبقران"، "حاجى"، "رضا تفنگچى"، "خان دایى"، "شعبون استخونى"، "مفتش شش انگشتى"و ....

این شخصیت‌ها همه یك خاستگاه اجتماعى ویژه دارند كه این خاستگاه داراى یك بافت زبانى است. بافت زبان از حوزه واژگان گرفته تا تركیبات و اصطلاحات در كلام "شعبون بى مخ" با "سلطان" یا "رضا تفنگ چى" متفاوت است. به دلیل این كه به لحاظ اجتماعى جایگاه این شخصیت‌ها و دیالوگ‌هاى آنها با هم فرق مى‌كند. در اینجاست كه مى‌توان به توان على حاتمى در شناخت این موقعیت‌هاى جامعه شناختى متفاوت پى برد.

او انگار در تمام موقعیت‌هاى اجتماعى به اندازه كافى زندگى كرده است، این قدر كه وقتى دیالوگى را از زبان یك لوطى داش مشدى یا یك دیوانه و یا یك زن مى‌شنوى، انگار سال‌ها در آن جایگاه جامعه شناختى ایستاده و زندگى كرده است. چون به اكثر ریزه كارى هاى این شخصیت‌ها واقف است و با تبحر كامل حتى تكیه كلام هاى این موقعیت‌ها را براحتى در دیالوگ‌ها مى‌نشاند.

روانشناسى زبان علی حاتمی

على حاتمى به روح كلمات در دیالوگ هایش خیلى دقت داشته است. این دقت از روى آگاهى بوده یا نه، بحث دیگرى است، اما این مسأله روشن است كه به دلیل شناخت او از ادبیات و جامعه شناسى فرایند شناخت روح كلمات در وى نهادینه بوده است. توجه به روح كلمات در حوزه‌اى گسترده تر زیرمجموعه "روح نهفته در اثر" است.

به این معنا كه وقتى روح یك اثر حماسى، تغزلى، دراماتیك یا... است، رفتارهاى زبانى باید حول و حوش همین روح كلى در گردش باشند. این هماهنگى به گونه‌اى است كه اگر یك شخصیت از نظر دیالوگ با این روح كلى در مغایرت و ناهماهنگى باشد، كل اثر همچون رژه یك گروهان است كه در آن یك سرباز، وظیفه خود را بخوبى انجام ندهد. او تنها به خود ضربه نمى زند، بلكه یك گروهان را مورد آسیب قرار مى‌دهد. پس شناخت روح كلى اثر فرایندى را ایجاد مى‌كند كه در آن روانشناسى كلمات و جملات بسیار مهم جلوه مى‌كنند.

ساختار زبان علی حاتمی

على حاتمى شناخت فطرى از ساختار زبان دارد. وى بخوبى محورهاى زبان را مى‌شناسد، محور همنشینى و جانشینى براى او به شكل كاملاً نهادینه همیشه در ذهنش حضور دارد.

آركائیك بودن زبان نوشتارى حاتمى به آن جایى بر مى‌گردد كه او در محور جانشینى زبان، واژگانى را مى‌آورد كه از زندگى امروز ما خارج و استعمال آن منسوخ شده است. در محور همنشینى زبان نیز چنین است. نوع تركیب واژگان اصطلاحات و كاربرى فعل گاهى به قدرى مستعمل مى‌نماید كه انگار در جهان سده هاى پیش در رفت و آمد هستیم، اما این تبحر حاتمى را در شناخت زبان آركائیك نشان مى‌دهد.

در حوزه گفتارى زبان هم وقتى از اصطلاحات كوچه بازارى استفاده مى‌كند، به قدرى ماهرانه در همنشینى یكدیگر قرار مى‌دهد كه مخاطب احساس مى‌كند به منبع این گونه گویش و كلام رسیده است. گاه حتى این موضوع جایى پیش مى‌رود كه كلاس درسى مى‌شود براى علاقه مندان به این نوع لحن و گویش!

قابلیت لحن گردانى على حاتمى، قابلیتى است كه سالهاست در سینماى ایران همتایى ندارد. شاید بشود نمونه هایش را در آثار بهرام بیضایى دید، اما تنوع این لحن گردانى از شعبون بى‌مخ تا ستارخان فوق‌العاده و گاه اعجاب انگیز است. توان انعطاف‌پذیرى ذهن حاتمى از منتهى الیه یك نگاه زبانى تا منتهى الیه گونه دیگر، همچون كلاس درسى است كه محصلان آن باید این محصول را سالها استفاده كنند. مگر مى‌شود فردى حتى لطایف و ظرایف گونه‌هاى متعدد رفتارى را این قدر صحیح و منظم آموخته باشد.
 



منبع: هنر آنلاین



----------------
تمامی حقوق برای هنر ایرانی محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است

اضافه کردن نظر

تنها نظراتی که با حروف فارسی نوشته می شوند قابلیت انتشار خواهند داشت.


کد امنیتی
تازه سازی

هنر ایرانی، مقالات تخصصی

 تمامی حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به "خانه ی هنر و ادبیات پارسا" است
استفاده از مطالب (انتشار عمومی) پایگاه با ذکر منبع بلامانع است

طراحی شده توسط گروه تکاپو

Favicon1