یکشنبه 02 ارديبهشت 1397 ساعت: 09:03

هنر ایرانی

مقالات تخصصی

موسیقی محلی ایران
مقالات تئاتر

چهارشنب 91/10/06 | ساعت: 03:37 | کد خبر: 1913 | بازدید: 45913 | © حسين الهي‌نژاد
پست الکترونیک
چاپ

 

 

1008314055351

از مهم‌ترين سرمايه‌هاي فرهنگي و ديني ما شيعيان، باور به وجود امام زمان است. مهدويت در بستر تشيع، رابطه شيعه را با دين و ماوراء در هر زمان محفوظ نگاه مي‌دارد. كيفيت اين آموزه و سرمايه فكري امروزه در جامعه زياد به بحث گذاشته شده و به همين منظور در اينجا به بررسي يكي از خطرات عدم رهيافت دقيق به اين آموزه پرداخته مي‌شود.
 


اعتقاد به آموزه مهدويت از توانمندترين عوامل پويايي، رشد و بالندگي جامعه اسلامي است كه آن را از فروغلتيدن در فسادها و تباهي‏ها حفظ مي‌كند. سوگمندانه بايد گفت اين باور در طول تاريخ با انديشه‌ها و برداشت‌هاي متفاوتي روبه‌رو شده و رفته‌رفته بر چالش و آسيب‌هاي آن به مرور زمان افزوده شده است.

در عصر كنوني كه جامعه ما به شكل روزافزوني به اين باور روي آورده است، ضرورت شناسايي اين آسيب‌ها و آفت‌ها، بيش از هر زمان ديگر احساس مي‌شود و لازم است ضمن ترويج و توسعه فرهنگ مهدويت، اين موضوع نيز مورد توجه جدي قرار گيرد.

بي‌گمان در صورت توجه به آفت‏ها و رفع اختلال‏هاي مفهومي و مصداقي وارد شده در اين حوزه، مي‏توان از اين فرهنگ به عنوان موثرترين و كارآمدترين عنصر براي حركت در مسير حق بهره جست و با آن، نسل حقيقت‌خواه را براي رسيدن به آن تحول بزرگ و جهاني آماده ساخت. بنابراين مهم‌ترين گام براي فراهم كردن نگرش درست به مباحث مهدوي، ارائه آگاهي‌هاي بايسته و پرهيز از گمانه‌هاي نادرست است.

بي‌ترديد در ميان آموزه‌هاي مهدويت هركدام به فراخور جايگاه و تاثيربخشي، حجم توجهات بيشتري به خود جلب كرده و زمينه‌ساز برداشت‌هاي گوناگوني چه در مقام مفهومي و چه در مقام مصداقي و تطبيقي شده است. در ميان مباحث مهدويت، آموزه‌هاي انتظار، نشانه‌هاي ظهور و شرايط ظهور ازجمله آموزه‌هاي پرطرفدار و پرمناقشه‌اي است كه بيشترين حجم مطالب سخنراني‌ها و همايش‌هاي مهدويت را به خود اختصاص داده و بيشترين سوء‌برداشت‌ها و سوء‌تفاهمات را به همراه داشته است.

نمونه كوچك آن همين سخنراني اي بود كه در ايام سوگواري سيدالشهدا(ع) درباره تحقق قواعد ظهور مطرح گرديد كه با نقد و انتقادات مختلفي مواجه شد. در اينجا لازم است براي تنوير اذهان مخاطبان و نيز جهت رفع ابهامات و سوء‌برداشت‌ها با نگرش علمي به تبيين و روشنگري پرداخته و با طرح سه نكته به صحت و سقم آن بپردازيم.

اول: قواعد ظهور يعني شرايط ظهور

به نظر مي‌آيد اشكالي بر قواعد ظهور و طرح بحث پيرامون آن وارد نباشد، زيرا قواعد ظهور همان شرايط ظهور است و شرايط ظهور نيز هميشه مورد گفت‌وگوي انديشمندان و عالمان گذشته نظير سيدمرتضي و شيخ طوسي و خواجه نصير‌الدين طوسي و... بوده و در دوران معاصر نيز بزرگاني چون سيدمحمد صدر و.... به آن پرداخته‌اند.

شيخ طوسي(ره) در كتاب غيبت چنين آورده است:

«آنچه در اينجا بيان مي‌كنيم، مواردي است كه سيدمرتضي(ره) آن را در كتاب الذخيره و ما در كتاب تلخيص الشافي به بيان آن پرداخته‌ايم كه تصرف امام (حضور و ظهور امام) به سه‌گونه انجام شدني است:

اول؛ آنچه به خدا ارتباط دارد، ايجاد ‎آ‎فرينش امام است.

دوم؛ آنچه به امام ارتباط دارد، مسئوليت رهبري و امامت و به انجام رساندن آن است.

سوم؛ آنچه به ما مردم ارتباط دارد، تصميم به ياري و پشتيباني امام و تسليم بودن برابر فرمان اوست.»1

بعد ايشان تاكيد دارند شرط اول و دوم تحقق پيدا كرده است و تنها يك شرط مانده تا بستر رخداد ظهور فراهم شود كه آن همان وظيفه و رسالت مردم است. يعني اگر ياري و آمادگي مردم (در واقع شرط ظهور و قاعده ظهور است) تحقق پيدا كند، ناگزير ظهور نيز تحقق پيدا مي‌كند.

همين مطلب را خواجه نصيرالدين طوسي(ره) با بيان ديگر در كتاب تجريد الاعتقاد مطرح نموده است.

علامه حلي(ره) در كشف المراد در شرح سخن خواجه بحث لطف بودن امام را مطرح كرده و مي‌گويد: اگر مي‌بينيم الان مردم از اين لطف الهي محروم هستند، يعني ظهور امام زمان(ع) را در ميان خود ندارند به خاطر كوتاهي و عدم آمادگي است كه به مردم بازمي‌گردد. «فكان منع اللطف الكامل منهم، لامن الله تعالي و لامن الامام»2

سيدمحمد صدر(ره) در كتاب غيبت كبري، شرايط ظهور را به اقسام چهارگانه تقسيم كرده و يكي را مربوط به خدا و ديگري را مربوط به امام و دوتاي ديگر را مربوط به مردم دانسته است و اذعان مي‌دارد آن چيزهايي كه مربوط به خدا و امام است، تحقق پيدا كرده و آنچه مربوط به مردم است تحقق پيدا نكرده است.3

پس بسياري از انديشمندان و علماي گذشته و معاصر، تحقق ظهور امام را مشروط به آمادگي مردم نموده‌اند كه در صورت تحقق آنها ـ كه شرط و قاعده ظهور تلقي مي‌شوند ـ رخداد ظهور لحظه‌اي تاخير نمي‌افتد، زيرا اصل فلسفه وجودي امام بر اين است كه ظهور كرده و در ميان مردم باشد.

نكته: بي‌گمان در صورت رفع اختلال‏هاي مفهومي و مصداقي وارد شده در حوزه مهدويت، مي‏توان از اين فرهنگ به عنوان كارآمدترين عنصر براي حركت در مسير حق بهره جست و با آن، نسل حقيقت‌خواه را براي رسيدن به آن تحول بزرگ و جهاني آماده ساخت

پس در يك كلام مي‌توان گفت آمادگي مردم اساسي‌ترين شرطي است كه اولا مربوط به مردم است و ثانيا مردم وظيفه دارند براي تحقق آن تلاش و كوشش نمايند. روايات مختلفي كه در اين خصوص از حضرات معصومين(ع) صادر شده به همين نكته اشاره دارند، مثلا اگر مي‌بينيم آمادگي ياران خاص شرط ظهور دانسته شده4 يا معرفت و شناخت منتظران شرط ظهور تلقي شده است. همه به نحوي اشاره به آمادگي دارد و در واقع آمادگي مردم يگانه شرط و قاعده‌اي است كه ظهور را به ارمغان مي‌آورد. امير مومنان علي(ع) در اين زمينه مي‌فرمايد: واعلموا أن الأرض لا تخلو من حجه‌لله عزوجل و لكن‌الله سيعمي خلقه عنها بظلمهم و جورهم و إسرافهم على أنفسهم5 بدانيد كه زمين از حجت خدا خالي نمي‌ماند، اما خداوند در اثر ظلم و ستم و اسراف بر نفس (گناهان) مردم، آنان را از ديدن او كور و محروم خواهد ساخت ، يعني حجتش را از چشم‌هاي خلق پنهان مي‌كند.

بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه اولا اصطلاح قواعد ظهور همان شرايط ظهور است. ثانيا سخن گفتن پيرامون شرايط و قواعد ظهور با اين مبنا هيچ اشكال و منعي ندارد. ثالثا مويد اين مطلب سخنان و بياناتي است كه از انديشمندان و علماي گذشته در اين خصوص به يادگار مانده است.

دوم: تحقق شرايط ظهور وظيفه مردم

ظهور امام زمان(عج) علاوه بر علائم و نشانه‌ها، داراي شرايط و زمينه‌هايي است. منظور از شرايط ظهور، پديده‌هايي است كه ظهور بدون تحقق آنها رخ نخواهد داد. بين دو مقوله شرايط و نشانه‌هاي ظهور تفاوت‌هاي اساسي وجود دارد كه نشانه‌هاي ظهور تنها نقش مشير را داشته و حتميت عقلي ندارد، يعني خواه تحقق يابد يا تحقق نيابد، واقعه ظهور رخ خواهد داد، ولي شرايط ظهور، حتميت عقلي دارد، يعني حتما بايد اسباب و شرايط ظهور تحقق پيدا كند تا ظهور رخ دهد و همچنين ظهور هميشه وابسته به شرايط ظهور است،6 ولي در مورد نشانه‌هاي ظهور اين‌طور نيست. پس تفاوت‌هاي اساسي ميان شرايط ظهور با نشانه‌هاي ظهور عبارتند از:

1 ـ علائم ظهور، رخداد ظهور را به صورت احتمالي تخمين مي‌زند، ولي شرايط ظهور، رخداد ظهور را به صورت قطعي نشان مي‌دهد.

2 ـ تحقق ظهور بدون زمينه‌ها و شرايط آن غيرممكن است؛ اما تحقق ظهور بدون نشانه‌ها ممكن است.

3 ـ از آنجا كه مجموعه شرايط ظهور، علت تامه ظهور است، اجتماع آنها براي تحقق ظهور ضرورت دارد. برخلاف نشانه‌ها كه مي‌توانند در بستر زمان پراكنده باشند.

4 ـ انسان‌ها در تحقق نشانه‌هاي ظهور مسئوليتي ندارند، اما در مورد شرايط ظهور آن قسمتي (آمادگي) كه مربوط به آنهاست، وظيفه دارند بسترهاي تحقق آن را فراهم نمايند.

بنابراين اولا، بحث قواعد و شرايط ظهور نه تداعي‌گر مساله انحرافي بابي‌گري است و نه قابل مقايسه با بحث ظهور صغرا و كبراست.

ثانيا، نه‌تنها بحث قواعد و شرايط ظهور و طرح آن هيچ‌گونه اشكالي ندارد، بلكه لازم است باورمندان مهدوي و منتظران واقعي براي تحقق ظهور به دنبال شناخت و معرفي آنها و تحقق و اجراي آنها در جامعه باشند.

سوم: تعيين نصاب شرايط ظهور يعني تعيين وقت ظهور

بي‌ترديد از آنجا كه زمينه‌سازي و بسترسازي ظهور جزو وظايف اصلي منتظران است و انجام اين وظيفه نيز بدون آگاهي و معرفت ممكن نيست. پس لازم است منتظران واقعي به شرايط و بسترهاي ظهور، ماهيت، چيستي و انواع و اقسام آن، علم و آگاهي داشته باشند.

اما حد نصاب شرايط ظهور چيست؟ آيا ما مي‌توانيم ادعا كنيم آگاهي به حد نصاب شرايط ظهور داريم؟ يعني بگوييم ظلم و جور فراگير شده پس شرايط و قواعد ظهور شكل گرفته يا بگوييم در خاورميانه انقلاب‌هايي رخ داده و در مردم آمادگي حاصل شده. پس شرايط ظهور محقق شده است؟ روشن است اگر اين ادعا را داشته باشيم به نحوي براي رخداد ظهور زمان تعيين نموده‌ايم و به نحوي تكذيب روايت كذب‌الوقاتون را متوجه خود نموده‌ايم. زيرا آمادگي فراگير و كامل مردم، شرط ظهور است و براساس داده‌هاي عقلي نسبت ميان شرط و مشروط همان نسبت علت و معلول است يعني با رخداد شرط، لامحال مشروط نيز تحقق پيدا مي‌كند و زماني، آمادگي مردم به صورت علت تامه رخ مي‌نمايد كه به حد نصاب رسيده باشد و حد نصاب آمادگي، لامحال ظهور را به همراه دارد. پس هر كسي ادعا نمايد كه حد نصاب شكل گرفته و شرايط ظهور تحقق پيدا كرده است پس غيرمستقيم براي ظهور، زمان تعيين كرده است و اين با مسلمات و قطعيات آموزه مهدويت در تهافت و تعارض است.

چنان كه امام صادق(ع) به محمدبن مسلم مي‌فرمايد: هركس وقت ظهور را براى تو معين نمود، از تكذيب آن ملاحظه مكن، چه كه ما (در اين خصوص) براى كسى وقت معين نمى‏كنيم.7

از مجموع اين سخنان برداشت مي‌شود كه تعيين وقت ظهور ـ چه به صورت مستقيم و چه به صورت غيرمستقيم ـ امري مذموم و ناپسند است و حضرات معصومين(ع) شديدا از آن نهي كرده‌اند.

 

 

منبع:جام جم آنلاين



----------------
تمامی حقوق برای هنر ایرانی محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است

اضافه کردن نظر

تنها نظراتی که با حروف فارسی نوشته می شوند قابلیت انتشار خواهند داشت.


کد امنیتی
تازه سازی

هنر ایرانی، مقالات تخصصی

 تمامی حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به "خانه ی هنر و ادبیات پارسا" است
استفاده از مطالب (انتشار عمومی) پایگاه با ذکر منبع بلامانع است

طراحی شده توسط گروه تکاپو

Favicon1